مچکرم خدا - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:39
خدا وقتی به پولت برکت میده که با هشت هزار تومن سه تا کتاب خوب بخری
حضرت جون - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:39
ای ماه بنی هاشم شق القمر کردند تو را..... عااااح
کم من قبیح سترته - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:12
گاهی یک کار خیلی به ظاهر کوچک در نظر ما در نزد خدا خیلی بزرگ است.چه خیر و چه شر.گاهی به واسطه عمل خیر و نیتی که داشته ایم و حتی آن را فراموش کرده ایم خدا رحمتش را بر ما نازل میکند.ولی وای به حال ما که گاهی فراموش میکنیم سبک شمردن گناه ،خود گناه بزرگی است.تکرار گناه های کوچک گناه کبیره است.لبخند قطام...
دلش آبی بود.... - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:11
من ابر بودم.یک ابر کوچک زیبا.اما زیبایی چه دردی دوا میکرد؟میدانید از آن ابر ها که دل یک شهر را خنک میکنند نبودم، ابری بودم که بر روی پشت بام خانه ی پروانه ای سایه می انداختم.پروانه ای که به جای شمع عاشق شمعدانی سفیدی شده بود...درد من میدانید چه بود؟من باریدن نمیدانستم.من عقیم بودم..ابر باشی و باریدن...
نامکلامات... - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:11
_چرا مثل مرغ پرکنده بال بال میزنی؟ _سرکنده بودیم بال روهم نمیزدیم. مولوی با اون مثنوی درازی که داره باز به خودش لقب خاموش داده.چرا همین یه آواز کوکوی منو تاب نمیآرید؟ _سه روز زبون به دهن بگیر نمیمیری. _حلاج رو هم تو سه روز کشتن....
هم نامه ی ننوشته خوانی.... - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:11
روز اول را یادت (ان)هست؟ یادت(ان)هست.... یادت هست که من آرزو کردم...نمیدانم آن آرزو چگونه آمد و در دل من نشست ولی می دانم که اجابت شد... این جا آرزوهایی که اجابت میشوند و نمیشوند حکمت و رحمت اند و تو خواسته بودی که من بزرگ تر شوم.من نمیدانستم که یک آرزو و رسیدن به خواسته های دلم امتحان است،نرسیدن ام...
الرفیق ثم الطریق - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:11
خدایا قصه ی ما وقتی خراب و غصه شد که در خواب و خیالمان تا ته کوچه ی رفاقت را باهم قدم زده نزده حال خوب پیدا کردیم.خدایا مگر نه اینکه من تا بستم تو نبستیش وخودت یادم دادی که دوست داشتن دلیل میخواهد که اصل رفاقت سلم لمن سالمکم است و من رفاقت خود را به این طناب محکم گره نزده بودم گله ای نیست از باز شدن...
خلیل من همه بتهای آزری بشکست - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:11
1.گفت این ها قرآن را مهجور گرفتند 2.طبقه ی دوم کتابخانه ام دارد دیگر پر میشود از رمان های خارجی و ایرانی 3.از شما خجالت کشیدم 4.خواهر کوچکه جز اول قرآن را حفظ کرد 5.هل تنافس المتنافسون؟ 6.از علق شروع کرده ام. به ترتیب نزول. انگارکه آیه آیه دارد به تو نازل میشود 7.اول راه می افتند ،بعد می دوند. بعدش ...
شش کلمه - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:10
1.فال های نیمه شبی.... 2.فال برای آدم های مردد است.آدم های بایقین فال نمیگیرند 3.بزرگ شدن چقدر درد دارد 4.مثل زنده پوست کندن گوسفند 5.گوسفند را هم قبل از سر بریدن آب میدهند 6.تشنه ام.چراغ ها خاموش است.بخچال دور.... 7.آب حیات... 8.من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست... از همان رو ز س ر م م ی ل ب ر ی د ن ...
و خدا همین امروز خواست که من فاطمه باشم... و باشم:) - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:10
نامه ی اول سلام حکما باید از همین ابتدا مرا سرزنش کنید به دوربودن و نبودن و چه بسا بد بودنم.اما بیایید و چند دقیقه ای بعد نوزده سال که همین امروز بیست ساله میشوم باهم سخن بگوییم. شما سن و سالتان از من کم تر بود و عشق و علاقه تان از من بیشتر که رفتید. شما رفتید به سفیدی و پاکی .شما پرباز کردید. من تا...
خواب دیدم نیستی،تعبیر آمد میرسی - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:10
روزهایم را دارم میگذرانم شب ها را رویا میبافم و صبح زود برای ادامه ی کابوس زندگیم راهی کوچه ها و خیابان ها میشوم. از همان کوچه های که منتظر کسی نبوده ام ،آسمان را نگاه نکرده وزیر بارانش گریه نکرده ام ... سید میگوید نیت هایت را گره بزن به او تا وقتی از ملکوت تو را نگاه میکنند در هر حال که باشی تو را ...

برچسب‌های مرتبط

عاشقم کردی | عاشقم کردی و رفتی | عاشقم کردی ساسی مانکن | برادر یعنی | برادر یعنی زندگی | برادر یعنی عشق | مساحت عشق | مساحت شهر عشق آباد | تاب تاب عباسی یادش بخیر اون بازی | وجود پدر و مادر